محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

62

خلاصة الحكمة ( فارسى )

سلعه سَلْعَه : به فتح سين و به كسر نيز آمده است [ سَلْعِه ] . ورمى است از مادهء غليظ در غشائى ؛ مانند : كيس به هم مىرسد و آويختهء غير چسبيده به گوشت بدن از همه اطراف مىباشد ، بلكه مىتوان آن را به دست گرفت و جنبانيد و آن در اوّل به مقدار نخودى مىباشد و به تدريج تا نارنجى و بزرگ‌تر از آن مىشود و گاه شبيه به استخوان چيزى در آن تكون مىيابد . « 1 » سوء تنفس سوء تنفس : اين عام احوال خارج از طبيعت ، در تنفسى است كه تابع علامات حالت صحت نباشد ، بلكه علامات حالت مرض موجب آفت باشد و آن مثل نفس مختلف ، نفس متضاعف ، نفس منتصف ، انقطاع النفس ، عسر النفس ، تقلص النفس ، ضيق النفس ، انتصاب النفس است و همهء اينها ردىاند . « 2 » سوء القنيهء سُوءُ القِنْيَة : بدان كه قِنْيه نزد حكما به معنى ملك و آن ، بودن شيئى است به حيثيتى كه محيط به آن باشد و به انتقال آن منتقل گردد ، و آن را فساد مزاج نيز مىنامند ، به سبب آن كه فساد و تغير مزاج و انحرافى است كه از فساد و سوء مزاج كبد به هم مىرسد در تمام بدن احياناً و اين اسم به استسقا اليق و اخص است ، و ليكن اطبا مختص به اين مرض كه مقدمه آن است داشته‌اند . « 3 » سونوخس سُونُوخس : حماى دموى غليانى بدون تعفن است . « 4 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 77 . ( 2 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 2 ، ص 124 . ( 3 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 77 . ( 4 ) . همان .